امشب تاریکی به حداکثر می‌رسد و این شرایط مطلوبی‌ست برای ملاتونینِ لعنتی. آن‌وقت‌ها که ادیسون هنوز نیامده بود و چه بسا هنوز سیزی‌یف هم نبود و ما خیلی بودیم و نور از خورشید بود و شب تاریک بود؛ همین ملاتونین و همین تاریکی زیاد، کار دستمان می‌داد. دستِ اجداد غارنشینمان. هر چه تاریکی بیش‌تر می‌شود، ایمنی از دست می‌رود. لعنت به غده‌ی صنوبری و  the hormone of darkness . توی این شب طولانی، توی این تاریکیِ زیاد، دور هم جمع شوید تا احساس امنیت کنید. دهانه‌ی غار پیدا نیست.