۱ - کتاب تورات . انجیل . قرآن و ... . (فکر می کنم همین چند تا کافی باشد اما خوب!)

۲ - مجموعه آثار دکتر علی شریعتی.

۳- مجموعه آثار جلال آل احمد به جز سنگی بر گوری!

۴- مجموعه کارهای مارگریت دوراس.

۵ - حافظ که مواجب بگیر شاه شجاع و چند تا دیکتاتور دیگه بوده.

باز هم با استناد به فرهاد جعفری این جمله ی مهم و تاریخی اش را باید بگویم که:

گمان مي‌كنم كشور من، در چهارسال آينده به تداوم قدرتِ (مرد جسور، قاطع و عملگرايي چون) او، نياز مبرم داشته باشد تا بتواند خود را مهياي ورود به يك «تكنوكراسي نسبتاً دموكرات» كند.

یک قسمت از متن را من توی پرانتز گذاشته ام که قابل تغییر با کلمه ی (بیمار) است. اما در اصل گفته ی فرهاد تغییری ایجاد نخواهد کرد.

دو هفته ی پیش که خیلی ها توهم انقلاب برشان داشت و هول شده بودند مجری برنامه ی "تی وی پرشیا" از مخاطبینش درباره ی دموکراتی! و ایجاد دموکراتی! و از بین رفتن دموکراتی! و نقض دموکراتی! پرسش می کرد. (بزرگشان که آقای سازگارا باشد هم دست و پایش را گم کرده بود تا قسمت بزرگی از کیک خیالی را که در حال آب شدن بود صاحب شود.)

درباره ی تکنوکراسی : تکنوکراسی از واژه یونانی Tekhne به مفهوم فن و شیوه و Kratos به معنی حکومت، قدرت و فرمانروایی ترکیب یافته‌است. تکنوکراسی در اصطلاح به حکومت تکنیک اطلاق شده‌است که در آن نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باید بوسیلهٔ صاحبان فن اداره شود. به دیگر سخن تکنوکراسی به مفهوم هواداری از رهبری ارباب فن است که بر ماشینیسم و دانش فنی و مهارت‌های تکنولوژیک تکیه دارد و همان‌ها یعنی مهندسان، دانشمندان و تکنوکرات‌ها باید فعالیت‌های اقتصادی و سیاسی را رهبری کنند. نهضتی بنام تکنوکراسی در سال ۱۹۳۲ در آمریکا بوجود آمد که مرکز آن دانشگاه کلمبیا بود. در بحبوحهٔ بحران بزرگ اقتصادی آمریکا که اقتصاددانان و سیاستمداران از غلبهٔ بر آن عاجز بودند گمان می‌رفت که شاید مهندسان و تکنوکرات‌ها قادر به مهار آن باشند.

درباره ی دموکراسی : که این روزها همه می دانند.