تبليغاتX
pelleh
چیزهای پراکنده - رضاموسوی

................  تقدیم به سامیا - سوپر گرل من .......................

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 13:56  توسط reza mousavi  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 14:50  توسط reza mousavi  | 

فلوکسیتین ۲۰ - نسخه ی بعضیها

بعضیها کامنتی که میخواهند برای پست کسی بگذارند اینقدر به نظرشان شاهکار می آید که به یک پست تبدیلش میکنند و تو ی وبلاگشان میزنند آنقدر که حرفی برای گفتن ندارند و همین بعضیها اسهال احساسات هم دارند جوری که آدم حالش به هم میخورد.

*پ.ن. این را دوستی برای مطلب قبلی نوشته (از آنجا می دانم که دوست است که به جز دوستان کسی وبلاگ مرا نمی بیند. شاید چیزی از حقیقت در آن باشد. ها؟!)

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 13:3  توسط reza mousavi  | 

برای آزیتا دعا نمی کنم. از آزیتا می خواهم برایم دعا کند. کسی نگفته است که نیست شدگان از بین ما توانایی هایی این چنینی را از دست می دهند.

هادی دوست عزیز من. تاثیر گذار بود. تاثیر گذار بود. تاثیر گذار بود.

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 17:28  توسط reza mousavi  | 

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 17:12  توسط reza mousavi  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 18:27  توسط reza mousavi  | 

http://www.rashin-art.com

حتمن به این سایت سری بزن. تو این روزا زیباترین چیزی بوده که دیدم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 20:51  توسط reza mousavi  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 16:14  توسط reza mousavi  | 

مثل یک خسیس مال اندوز مدام تلاش می کنم تا تصاویر و لحظه ها را به خاطر بسپارم. لحظه های عزیز را محبوس می کنم و تصاویر را ... . یکباره نگاه می کنم که هیچ تفاوتی با یک کلکسیونر ندارم. کلکسیونر کبریت فرش یا خاطره چه تفاوت دارد. محبوس کردن لحظه ها آنها را به باد می دهد. تنها می خواهم بیاموزم شناور بمانم کمی به چپ یا راست. غوطه ور میان دو هیچ .....

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 18:14  توسط reza mousavi  |