تبليغاتX
pelleh
چـیـزهـای پـراکـنـده - رضـامـوســوی
فلوکسیتین ۲۰ - نسخه ی دکتر فروید

آهوی کوچکتر باید از آهوی بزرگتر دوری کند / آهوی کوچکتر پایش شکسته است / آهوی کوچکتر به آهوی بزرگتر تکیه می کند / آهوی کوچکتر نباید به آهوی بزرگتر تکیه کند / تنها راه نجات هر دو جدایی است / ای کاش می شد موسیقی را اینجا نوشت / نه نتها را / صدف ها روی میز چیده می شوند / صدف ها در آب تصفیه شده خیس می شوند / آن موقع که پوست های شکلات توی آب دریا غوطه ورند.

پرده ی ذوم شروع می شود / زنی از کنار پنجره ی ششم در طبقه ی سوم عبور می کند / پرده می افتد / بی دلیلی بعدی / بهانه های تماشایی / کلاس پرنده / پرنده ای در قاب است.

پسره رو کرد بهم گفت: "شاعر که می شی دنیا تماشایی تره." منم همینطور بهش نیگا می کردم. چشای مهربونی داشت با هاله ای از موهای خاکستری کنار شقیقه هایش. من نه می دونستم شاعر کیه و مگه از این تماشایی تر هم می شه؟! لازم به ذکره که تا به حالی که اونجا ایستاده بود سه بار خودکشی کرده بود. اون موقع هنوز شاعر نشده بود.

بهش گفتم: "بارون خیلی بهت می آد. خوش تیپ تر می شی." مث شکلات کش اومد. خوشگل شده بود. حالا فکر کنم شاعر شده بود.

آهوی کوچکتر نمی تواند راه برود / آهوی کوچکتر لابد به این فکر می کند که ای کاش از آهوی بزرگتر جدا نشود / در عین حالی که به آهوی بزرگتر تکیه داده است / لنگ لنگان به جلو می روند / آهوی بزرگتر خسته است / از نتیجه ی بی پایان هر دو باخبرند / آهوی بزرگتر می خواهد با چند خیز به جبو بپرد / برود / به جست / اما آهوی کوچکتر به او تکیه داده است / آهوی کوچکتر پایش شکسته است ... .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:40  توسط ZA-ER  | 

منتظرم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 16:25  توسط ZA-ER  |