تبليغاتX
pelleh
چـیـزهـای پـراکـنـده - رضـامـوســوی
این روزها این همه جادوگر که می بینم دیگه هیچ جای تعجبی برام نمونده. جادوگران کلمات.
تنها آرزویی که برای جادوگرها و دیوها دارم اینه که بتونن کمی هم شاد باشن. یه "زوربا" باید واسه خودمون پیدا کنیم. یا مرغ تخم طلا یا چنگ جادویی یا یه دلقک که برامون ادا درآره یا یکی که ازمون بخواد آرزوهاشو برآورده کنیم.  یا یکی که ... عین صحنه ی پایانی ماتریکس لباشو ببوسیم و دوباره زنده بشیم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 20:37  توسط ZA-ER  |